یاسمینیاسمین، تا این لحظه: 14 سال و 1 روز سن داره

یاسمین ما

هفت ماهگی 1

1397/1/20 16:10
نویسنده : مامانی
157 بازدید
اشتراک گذاری

خوراکی خوردنات

 

دیروز نشستی با ما عصرونه کیک و چایی خوردی نخود

یاس من

 

یاس من

 

اینم امروزت که نشستی داری ماکارانی میخوری

امروز برا اولین بار چهارگوشه سفره مون پر بود و به جمع غذا خورهای حرفه ای پیوستی به قول آبجی خانواده شدیم

 

یاس من

 

یاس من

 

یاس من

 

7/ خرداد / 1391

 

دختری دارم شاه نداره ....تو خوشگلی تا نداره

 

یاس من

 

یاس من

 

یاس من

 

7/خرداد/1391

 

 

گل یاس و تلاش برای چهار دست و پا رفتن

یعنی یه حسی دارم الان بیام گازت بگیرم سفت و محکم گل مامانی اینقد ناز و ملوسی نخودچی

این روزا در تکاپوی چهاردست و پاشدنی گل مامان همش باید بیام از کنجای دیوار درت بیارم نجاتت بدم

به قول آبجی خیلی فضولی شیطون بلا

 

یاس من

 

یاس من

 

یاس من

 

11/ خرداد /1392

 

 

بدون شرح

 

یاس من

 

یاس من

 

یاس من

 

یاس من

 

من به روایت تصویر

 

یاس من

 

یاس من

 

یاس من

 

یاس من

 

 

 

 

 

 

 

 

11/خرداد /1392

 

یاسمین چه چیزایی یاد گرفته

سلام دختر کوچولوی نازم ماشالله اینقدر شیطون شدی شما دست خواهرت رو از پشت بستی

 

این روزها تا یه جا دست پیدا کنی سریع میگیری و بلند میشی مخصوصا من رو خیلی تو این مورد قبول داری جرات نمکنم از پهلوت رد بشم سریع میگیری منو بلند میشی

 

حالا برات بگم تو این چند هفته چه کارهایی کردی

 

اول بگم از روز 21 خرداد چهار دست و پا میری ماشالله و کلی ذوق میزنی قبلش با پا و سرت میخزیدی

 

از همون روزم از بس من و ابجی نازنین زهرا تشویقت کردیم دس دسی رو یاد گرفتی حتی تو خواب دست میزنی و میگی د 

اگر دستت مشغول باشه اهنگ بشنوی با اون یکی دستت به بدنت میزنی و میرقصی

یاد گرفتی از آقایون میترسی از تولد سید حسن پسر عمه که از شوخی عموی سید حسن ترسیدی تا الان تا آقای نا آشنا مبینی میزنی زیر گریه !

بابایی رو هم خیلی دوست داری هرجا باشه میشینی زل میرنی بهش تا نگات کنه و بعد میخندی

تا آبجی رو میبینی ذوق شدید میکنی و براش غش میکنی

خیلی دوست دارم نخودچی مامان

25/خرداد /1392

 

هندونه خوردن یاسی خانوم

 

بفرما هندونه آرام

 

یاس من

 

بله میبینم بدجور فرماییدی !خنده

یاس من

 

 

ای وای ما تا تکون میخریم مامان حس خبر نگاریش گل میکنه بذار راحت باشیم !

ببین دیگه نمیخورم

 

یاس من

 

من و پسر عمه هام

 

این آقا پسر سید حسن پسر عمه کوچیکمه که به گفته خودش من رو از همه بیشتر دوست داره خجالتالبته به من میگه ساسمین ! امیدوارم بزرگ شد یادش نره عشق اولش کی بودهعینک همین جوری که بازی میکنیم همه چی رو به من میده مثلا یه چیزی رو از نازنین زهرا قایم میکنه یا میگه به نازنین ندید همون موقع میاره میده به من نیشخند

 

یک روز گرم بهاری و آب بازی سه نفره در پشت بام باباجون اینا

 

یاس من

 

یاس نخودم

 

فدایییی اون خندتت

 

نخودی

 

نخودم

 

دنبال چی میگردی نخودی

یاسمینم

 

عقد اخوت خجالت

یاس من

 

 

 

این اقا پسر هم امیر عباس پسر عمه بزرگمه امسال میره کلاس اول خیلی پسر مهربون و خوبیه کلی با من بازی کرد الیته اون شاهین شهر زندگی میکنه و اولین بار بود همدیگه رو دیدیم اما زود باهم دوست شدیم اینم یه بازی سه نفره البته با امیر عباسم یه روز آب بازی کردیم اما عکس نگرفت مامانم یادش رفت گریه

 

یاس من

 

موش نخوردت...محبت

یاس من

خرداد 1392

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به یاسمین ما می باشد