شش ماهه تو رو دارم ...
سلام دختر کوچولو و به دید همه پسر کوچولو اینقدر هرجا رفتیم گفتن پسره تو روضه مامان جون اینا خانمه گفت بچت چیه گفتم پسر !!! 
فرشته کوچولو 3 اردیبهشت بردمت واکسن 6 ماهگی ات رو زدی و اوخت کردم حقته از بس شیرینی هر کی هم خال ات رو میبینه میگه آخی بچه اینقدی مگه خال داره ! 
دخمل نازم دیگه کارهایی که میکنی گریه میکنی
میخندی
غذا میخوری میغلتی میشینی با اسباب بازی بازی میکنی
وسط همه اینها گریه میکنی
و دوباره گریه میکنی
و جسارتا سباره گریه میکنی
!!!
یه وقتایی هم اگر خدا قبول کنه لالا میکنی

با آبجی خاله بازی میکنی که تو پستهای بعدی عکساش رو با عکس نشستنت برات میذارم
7/ اردیبهشت 1392
عکسهای نشستن یاسی جون



8/اردیبهشت /1392
بدن شرح


یاسیمین و نازنین در حال خاله بازی

چشم از آبجی بر نمیداری

نخود رفتی کجا ؟

گردش ما توی یک هوای بارونی و البته خواب چند ساعته یاسی خانم توی هوای عالی





28/اردیبهشت /1392
ماماما ماماما
خیلی زود یاد گرفتی بهم میگی ماماما ماماما هرجا باشم نگام میکنی و بلند میگی ماماما ماماما و با اشتیاق میگی بیام پیشت بعد که میام کمرت رو از زمین جدا میکنی و دستات رو میگیری سمتم که یعنی از زمین بلندت کنم
الانم داری برا چهار دست و پا رفتن تلاش میکنی اما همش گیر میکنی ![]()
28/اردیبهشت / 1392
صبح بخیر یاسی خانم

قربون موهای اشفتت 
نمیدونم این عکس برای چند ماهگیته ولی نخودی خودم بودی خوردنی من



شش ماهه تو رو دارم ...
